تبليغاتX
برکه

برکه

صراط علی حق، نمسکه

لعنت خدا و ملائک و ...

لعنت خدا و ملائک و ...


کسی آن ها را دوست ندارد.
ما هم دوستشان نداریم.
کسی به یاد آن ها شمعی روشن نمی کند، گلی نمی کارد  شعری نمی گوید.
نه این که حقشان این نیست، اتفاقاً حقشان همین است.
آن ها همه چیز را به بازی گرفتند.
خدا را انسان را زندگی را.
آن ها کشتن را دوست داشتند و زندگی را دشمن.
یاس ها از لگد کوبی آن ها نیلوفری شدند.
فقط شیعه نیست که لعنشان می کند فقط ملائکه نیستند که نفرینشان می کنند که صاعقه های نفرین الهی هم بر آنان فرو فرستاده شده است.

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعین(البقرة161)
بر آنان که کافر بودند و در کافرى مُردند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم باد


منبع:

www.fetrat.com

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 12:38  توسط امید مهزاد  | 

فاطمیه

غریبانه



و نگاهم به انتظار نشسته است، که در اشک غوطه ور است...چشمم به در مانده است، که حیران است...
و من مانده ام تا که پدر را بیاورد، مادر...

***
و چه سخت بود امروز، ناجوانمردانه...
و چه ناشکیبا بود آتش، داغ تر از همیشه...
و چه بد باز شد درب خانه، محکم تر از لگد...
چرا مادر بر نمی گردد، دیر تر از هیچ وقت...
که صدایش از منتهای حجاب بر پاست، غریبانه...
و زمزمه می کنم نفرین را،
مظلومانه...

***


إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً
(احزاب 57)
آنان که خدا و پیامبرش را بیازارند،لعنشان نمود خدای آنها را در دنیا و آخرت، و آماده نمودشان عذابی خار کننده

*** 
هیچ گاه فراموشم نمی شود، فاطمیه...

منبع:

www.fetrat.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 16:18  توسط امید مهزاد  | 

ولايت، درايت يا روايت؟

ولايت، درايت يا روايت؟


در عصر شيخ مفيد‌(ره)، يکي از علماي بزرگ اهل تسنّن، در بغداد مجلس درسي داشت، و به نام «قاضي عبدالجبّار» خوانده مي‌شد.
 
روزي قاضي عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود، شاگردانش از سنّي و شيعه حاضر بودند، در آن روز شيخ مفيد‌(ره) نيز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضي تا آن روز شيخ مفيد را نديده بود، ولي وصفش را شنيده بود.

پس از لحظه‌اي، شيخ مفيد به قاضي رو کرد و گفت: «آيا اجازه مي‌دهي، در حضور اين دانشمندان، سؤالي از شما ‌کنم؟»

قاضي: بپرس

شيخ مفيد: اين حديثي که شيعيان روايت مي‌‌کنند که پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ در صحراي غدير، درباره علي ‌ـ عليه السّلام ـ فرمود: 

«مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ: هر کس که من مولاي اويم، پس علي‌ مولاي اوست»


آيا اين حديث صحيح است و يا اين‌ که شيعه آن را به دروغ ساخته است؟

قاضي: اين روايت،صحيح است.


شيخ مفيد: منظور از کلمه «مولي» در اين روايت چيست؟

قاضي: منظور، آقائي و اولويّت است.


شيخ مفيد: اگر چنين است پس طبق فرموده پيامبر ــ
صلّي‌ اللّه عليه وآله و سلم ـ‌ علي عليه السّلام آقائي و اولويّت بر ديگران دارد، بنابراين، اين همه اختلاف و دشمني‌ها بين شيعه و سنّي براي چيست؟

قاضي: اي برادر! اين حديث (غدير) روايت (و مطلب نقل شده) است، ولي خلافت ابوبکر، «درايت» (امري انجام شده) و امري مسلّم است، و آدم عاقل، به خاطر روايت، درايت را ترک نمي‌کند !!!


شيخ مفيد: شما درباره اين حديث چه مي‌گوييد که پيامبر‌ ــ صلّي‌ اللّه عليه وآله و سلم ـ در شأن علي‌ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«يَا عَليُّ حَرْبُکَ حَرْبِي وَ سِلْمُکَ سِلمِي»: «اي علي! جنگ تو،‌جنگ من است، و صلح تو،‌ صلح من است»

قاضي: اين حديث،‌صحيح است.

شيخ مفيد: بنابراين آنان‌ که جنگ جَمَل را به راه انداختند مانند طلحه و زبير و عايشه و... و با علي ـ عليه السّلام ـ جنگيدند، طبق حديث فوق و اعتراف شما به صحّت آن، بايد (با شخص رسول خدا‌ ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ جنگيده باشند) و کافر باشند.

قاضي: اي برادر! آن‌ها (طلحه و زبير و ...) توبه کردند.


شيخ مفيد: جنگ جمل، درايت و قطعي است، ولي در اين‌که پديد آورندگان جنگ، توبه کرده‌اند، روايت و شنيدني است، و به گفته تو نبايد درايت را فداي روايت کرد، و مرد عاقل به خاطر روايت، درايت را ترک نمي‌کند.

قاضي، در پاسخ اين سؤال فرومانده، پس از ساعتي درنگ، سرش را بلند کرد و گفت: «تو کيستي؟»


شيخ مفيد: من خادم شما محمّد‌‌‌ بن محمّد‌بن نعمان هستم.

قاضي همان‌ دم برخاست و دست شيخ مفيد را گرفت و بر جاي خود نشانيد و به او گفت: «اَنْتَ الْمُفِيدُ حقّاً»: «تو در حقيقت، مفيد (فايده بخش) هستي»


علماي مجلس از رفتار قاضي رنجيده خاطر شدند و همهمه کردند، قاضي به آن‌ها گفت: من در پاسخ اين شيخ (مفيد)، درمانده شدم، اگر هر يک از شما پاسخي دارد، برخيزد و بيان کند.

هيچ کس برنخواست، به اين ترتيب، شيخ مفيد، پيروز شد و لقب «مفيد» در اين مجلس، براي او بر سر زبان‌هاي مردم افتاد. (مجالس المؤمنين، ج 1، ص 200 و 201مجلس پنجم)

منبع:www.ahdnameh.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:4  توسط امید مهزاد  | 

تخریب بقیع (1)

سالروز تخریب بقیع

امروز هشتم شوال، سالروز حزن‏انگیز تخریب بارگاه ائمه بقیع است؛ جنایتی که بی‏تردید بزرگ‏ترین جنایت فرهنگی قرن بیستم به شمار می‏رود.

بقیع کجاست؟

تاریخ "بقیع الغرقد" یا "قبرستان بقیع" به دوران قبل از اسلام می‌رسد. مردم مدینه قبل از هجرت مسلمانان، اجساد مردگان خود را در دو گورستان "بنی‎حرام و "بنی‎سالم" و گاهی نیز در منازل و خانه‌های‎شان دفن می‌کردند ولی بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع ـ که در نزدیکی مسجد و منزل پیامبر(ص) قرار داشت ـ تبدیل به قبرستان رایج مسلمانان گردید.

گفته شده است اولین کسی که به توصیه پیامبر(ص) در بقیع دفن شد «جناب عثمان بن مظعون» بود که از اصحاب خالص پیامبر(ص) و ارادتمندان امیرالمؤمنین علی(ع) به شمار می‌رفت. سپس برخی از شهدای اُحُد در این محل دفن شدند و بر شرافت آن افزوده شد.

پیروان مکتب اهل‏بیت(ع) به دلیل آنکه پيکر مطهر چهار امام معصومشان ـ امام حسن مجتبي، امام سجاد، امام محمدباقر،امام جعفر صادق (عليهم السلام) به همراه فاطمه بنت اسد مادر و ام‏البنين همسر اميرالمومنين(ع) و اسماعیل فرزند امام صادق ـ در اين قبرستان مدفون است به آن توجه دارند. دیگر مسلمانان جهان از فرقه‏ها و کشورهای گوناگون نیز به دلیل وجود این چند قبر و نیز قبور بسیاری از خاندان و اصحاب پیامبر(ص) ـ مانند ابراهیم فرزند پیامبر(ص)، صفیه عمه پیامبر(ص)،  همسران پیامبر(ص)، دختران یا ربائب پیامبر(ص)، تعدادی از شهدای جنگ‏های صدر اسلام و شهدای واقعه حرة ـ به این مکان توجه ویژه دارند ؛ اما خشونت و جمود وهابیان مانع از بهره‏گیری مناسب و آگاهی مسلمانان جهان از تاریخ دینشان می‏گردد.

"بیت الاحزان" یعنی مکانی که حضرت فاطمه زهرا(س) در آن برای پدر بزرگوارش(ص) و نیز ستم‏هایی که بر وی و همسرش رفته بود می‏گریست نیز در همین مکان قرار دارد.

«مالک بن انس» امام مذهب مالکی و «عثمان بن عفان» خلیفه سوم هم در این قبرستان مدفون‏اند. البته خلیفه سوم پس از قتل، در بیرون از بقیع دفن شد اما با گسترش بقیع از سوی «معاویه» هم‏اکنون در داخل آن قرار دارد.

یوم الهدم

در شوال سال ۱۳۴۳ هـ.ق. (می 1925 میلادی) وهابیان به سرکردگی «عبدالعزیز بن سعود»، پس از از پیروزی بر «شرفای حاکم بر حجاز» و اشغال مکه ، روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، آن را اشغال نمودند.

آنان پس از اخراج مأموران عثمانی، در هشتمین روز این ماه، اقدام به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور آن ـ مانند قبر عمو، پسر و زنان پیامبر اکرم (ص)، قبر ام‏البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس (ع)، قبر اسماعیل فرزند امام صادق(ع) و بسیاری قبور دیگر ـ کردند. آنها حتی قصد داشتند گنبد و بارگاه خود پیامبر (ص) را نیر تخریب کنند که به دلایلی موفق به انجام این کار نشدند.

غارت اموال وقفی

آنها ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ قرار داشت را از جا در آورده ، بردند.

اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان چند سال بعد نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر (ص) و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند. طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهل صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف‏های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و ... به یغما بردند

منبع: سایت ابنا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:45  توسط امید مهزاد  | 

دموکراسی

دموکراسی خلیفه...

• قبیله ی اَسْلَم پس از ورود به مدینه چنان در کوچه ها تجمع کردند که کوچه ها گنجایش آنان را نداشت و عمر می گفت:همین که قبیله ی اسلم را دیدم به پیروزی یقین پیدا کردم (تاریخ الامم والملوک ج2 ص459)

• بنی اسلم آمدند و بیعت کردند.پس ابوبکر قوی شد و آن گاه مردم با ابوبکر بیعت کردند. (الکامل فی التاریخ ج2 ص 331)

• بنی اسلم گروهی از اعراب بادیه بودند که برای تهیه آذوقه و خواربار به مدینه داخل شدند، اما مردم مدینه به علت فوت پیامبر صلی الله علیه و آله به آنان اعتنایی نکردند.آنان نیز با خلیفه ی جدید بیعت کردند و امر او را گردن نهادند.آن گاه عمر آنان را طلبید و به ایشان گفت: در ازای بیعت با خلیفه ی رسول خدا [صلی الله علیه و آله] آن چه نیاز دارید از خواربار و آذوقه- بی هیچ عوضی- برگیرید و به سوی مردم درآیید و آنان را گرد آرید و وادار به بیعت کنید و هرکه امتناع کرد بر سر و پیشانی اش بکوبید!
او که نقل می کند می گوید:به خدا قسم دیدم که آن قبیله ی بدوی در دم، کمربندها را محکم کردند و دستارها بر گردن حمایل نمودند و با چوب دستی به مردم حمله کردند و با آن محکم به مردم می زدند و آنان را به زور وادار به بیعت می کردند. 
(الجمل ص119)

منبع: سایت فطرت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:1  توسط امید مهزاد  | 

شیعه

شیعه یعنی .....
 

امیر مؤمنان علی علیه السلام پس از روزگاری دراز یکی از شیعیان خود را دید که آثار پیری در او نمایان بود و هنوز تند و چالاک راه می‏رفت.


فرمود:" ای مرد، سنّ تو بالا رفته!"

 گفت:" در اطاعت تو ای امیرمؤمنان."

 

 فرمود:" هنوز تند و چالاک هستی! "

گفت: "بر ضد دشمنان تو ای امیرمؤمنان."

 

 فرمود:" هنوز در تو رمقی می‏بینم!"

 گفت: "آن هم در اختیار توست ای امیرمؤمنان."

 

بحارالانوار  جلد 42 /صفحه 186

منبع:فطرت

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:50  توسط امید مهزاد  | 

رمضان

سخنان پیامبر (ص) درباره ماه مبارک رمضان در اواخر ماه شعبان


مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش گناهان نزدیک است؛ ماهی که نزد خدا برترین شبها و ساعتهای آن بهترین ساعتهاست؛ ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده و شما را در این ماه از کسانی قرار داده اند که شایسته کرامت خدا هستند. نفس کشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در ان عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعای شما در آن مستحبات است. پس با نیتهایی راست،‌ و دلهایی پاک از خدا بخواهید شما را موفق ره روزه آن، و خواندن کتابش نماید. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود. با تشنگی و گرسنگی خود در آن، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام کنید؛‌ کوچکترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهای خود را حفظ کرده، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا با یتیمان شما مهربانی شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه کنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف او بلند کنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه کرده و هنگامی که از او بخواهند و با او مناجات نمایند،‌ جواب آنان را می دهد. و اگر او را صدا بزنند،‌ به آنان لبیک می گوید. و اگر دعا کنند، دعایشان را مستجاب می کند. مردم! شما زندانی اعمال خود می باشید، با استغفار خود را آزاد کنید. پشتهایتان را از گناه سنگین است با طولانی نمودن سجده های خود آن را سبک نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است که سجده کنندگان و نمازگزاران را عذاب نکند و در روزی که مردم برای پروردگار جهانیان بر می خیزند، آنان را با آتش نترساند. مردم! کسی که به مؤمن روزه داری افطار بدهد،‌ ثواب آزاد کردن یک بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض کردند: رسول خدا! همه ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم. حضرت فرمودند:‌ از آتش بپرهیزید، گرچه با نیمدانه خرمایی. از آتش بپرهیزید، گرچه با جرعه آبی. مردم! هر کدام از شما که اخلاق خود را در این ماه اصلاح کند، روزی که در صراط پاها می لغزد، جوازی بر صراط خواهد داشت. و هر کدام از شما که بر بنده و کنیز خود آسان بگیرد،‌ خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت؛ و کسی که شر خود را در آن باز دارد،‌ خداوند در روزی که او را ببیند غضب خود را از او باز می دارد. کسی که یتیمی را بزرگ بدارد،‌خداوند در روزی که او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت؛ و کسی که در این ماه صله رحم کند، خداوند روزی که او را ببیند او را به رحمت خود وصل می کند. کسی که در آن قطع رحم کند، خداوند روزی که او را می بیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود. و کسی که یک نماز مستحبی بخواند خداوند برای او خلاصیی از آتش می نویسد. و کسی که عمل واجبی انجام دهد ثواب کسی که هفتاد واحب را در ماهی غیر از این ماه انجام دهد،‌ خواهد داشت. و کسی که در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد، روزی که ترازوها سبک است، خدواند ترازوی او را سنگین می نماید. و کسی که یک آیه از قرآن بخواند، مانند پاداش کسی که قرآن را در ماهی غیر از این ماه ختم کند، خواهد داشت. مردم! درهای بهشت در این ماه باز است،‌ از پروردگار خود بخواهید آن را به روی شما نبندد؛‌ درهای جهنم نیز بسته است از پروردگار خود بخواهید آنان را بر شما مسلط نکند. امیر المؤمنین علیهم السلام فرمود: برخاستم و عرض کردم رسول خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمودند: اباالحسن! برترین اعمال در این ماه دوری گزیدن از حرامهای خدای عزیز و بزرگ است.


از کتاب المراقبات اثر مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)
بخش مراقبات ماه مبارک رمضان (صفحه 211)

منبع:فطرت

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:39  توسط امید مهزاد  | 

مقدمه

مقدمه

کاروانیان در کنار برکه‌ای زلال به سخن فرستاده‌ی خدا گوش سپردند و سرانجام همگان با امیرخود پیمان وفا بستند و تهنیت‌ها نثارش کردند. دیر زمانی بر آن برکه و آن واقعه نگذشت که یادش از خاطره‌ها ربوده شد و بعدها نامش را هم سیاه‌کاران از کتاب‌ها زدودند. اما نیاکان حقیقت جوی ما ایرانیان - که حقانیت و شایستگی علی و فرزندانش را دریافته بودند - اهمیت غدیر را به فراموشی نسپردند. اینک زمانه‌ی ماست و این بار وقت وفای ما تا این عهد ملی و دینی را تازه کنیم. از دیده غبار برگیریم و برکه را بکاویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط امید مهزاد  |